اپیزودها

تصور کنید هزارتا از قوی‌ترین پردازنده‌های دنیا رو کنار هم گذاشتیم و هرکدوم با سرعت فوق‌العاده‌ای مشغول محاسبه‌ان.

حالا این پردازنده‌ها باید دائماً نتیجه کارشون رو با هم ردوبدل کنن.
اگر این ارتباط کند باشه، گران‌ترین تراشه‌های دنیا بخشی از زمانشون رو منتظر می‌مونن.

انگار هزاران نابغه رو داخل یک ساختمان جمع کرده باشیم، ولی راهروها اون‌قدر باریک باشن که نتونن اطلاعاتشون رو به‌موقع به هم برسونن.

تا سال‌ها کابل مسی این راهرو رو می‌ساخت.
ولی هرچه سرعت بالاتر می‌ره و فاصله بیشتر می‌شه، مس انرژی بیشتری مصرف می‌کنه، گرمای بیشتری می‌سازه و حفظ کیفیت سیگنال سخت‌تر می‌شه.

در یک نقطه، داده دیگه نباید فقط به شکل جریان برق حرکت کنه.
باید به نور تبدیل بشه.

و درست همین‌جا، شرکتی وارد داستان می‌شه که شاید اسمش به‌اندازه NVIDIA شناخته‌شده نباشه، اما فناوری‌اش داخل بعضی از مهم‌ترین شبکه‌های جهان حضور داره.

کوهیرِنت شرکتیه که نور رو تولید، کنترل و تقویت می‌کنه و ازش برای جابه‌جایی داده استفاده می‌کنه.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود می‌خوایم به این سوال جواب بدیم که سؤال اینه که آیا Coherent می‌تونه این اهمیت فناورانه رو به یک کسب‌وکار سودآور و یک سرمایه‌گذاری منطقی تبدیل کنه؟

اپیزودها

تصور کنید یه شرکت بیشتر از 20 سال روی یه فناوری کار کرده.
میلیاردها دلار هزینه کرده، سال‌ها ضرر داده، بارها مجبور شده ثابت کنه محصولش واقعا می‌تونه در مقیاس صنعتی کار کنه و برای مدت طولانی، بازار هم چندان هیجان‌زده نبود. بعد ناگهان، بدون اینکه فناوری اصلی شرکت یک‌شبه عوض شده باشه، همه‌چیز تغییر می‌کنه.
نه به خاطر یک اختراع جدید.

به خاطر اینکه دنیا بالاخره به مشکلی می‌رسه که این شرکت از سال‌ها قبل برای حلش آماده بوده.
هوش مصنوعی امروز فقط GPU نمی‌خواد، برق می‌خواد.
دیتاسنترهای جدید دارن به جایی می‌رسن که مصرف برق بعضی پروژه‌ها با مصرف یک شهر قابل مقایسه‌ست.

و همین‌جا سؤال اصلی این اپیزود شکل می‌گیره:
آیا Bloom بالاخره بعد از بیش از دو دهه به لحظه‌ای رسیده که فناوری، بازار و اقتصاد کسب‌وکارش هم‌زمان در یک نقطه قرار گرفتن؟
یا ما فقط داریم یکی از قدیمی‌ترین فناوری‌های انرژی رو داخل یکی از جدیدترین روایت‌های بازار، یعنی AI، با قیمتی بسیار بالا دوباره می‌خریم؟

اپیزودها

فرض کنید قرار باشه صد نفری رو انتخاب کنید که امروز بیشترین تأثیر رو روی آینده هوش مصنوعی دارن. احتمالا چند اسم خیلی سریع به ذهنتون می‌رسه.
سم آلتمن، ایلان ماسک؛ جنسن هوانگ یا دمیس هاسابیس. حالا جلد جدید مجله تایم رو باز می‌کنید.
سم آلتمن و ایلان ماسک اونجا هستن. ولی کنارشون آدم‌هایی می‌بینید که شاید اصلاً انتظارشون رو نداشته باشید. لیز شولر؛ رهبر بزرگ‌ترین فدراسیون اتحادیه‌های کارگری آمریکا. جوزف گوردون‌لویت؛ بازیگری که احتمالا بیشتر از فیلم‌های هالیوودی می‌شناسیمش و شاید عجیب‌تر از همه، پاریس هیلتون.سؤال همین‌جاست
پاریس هیلتون توی فهرست مهم‌ترین آدم‌های هوش مصنوعی چه کار می‌کنه؟
یک رهبر اتحادیه کارگری چطور کنار سم آلتمن قرار گرفته؟
چرا بعضی از مهم‌ترین مدیران تکنولوژی دنیا اصلاً توی فهرست امسال نیستن؟
تایم برای چهارمین سال، فهرست TIME100 AI رو منتشر کرده و گفته هدفش انتخاب کسانی بوده که از نگاه تحریریه، بیش از همه نماینده داستان‌های اصلی هوش مصنوعی در یک سال گذشته بودن.

اپیزودها

تصور کنید شرکتی که بیست‌وچند سال پیش آن‌قدر به ورشکستگی نزدیک شده بود که یکی از رقبایش می‌خواست کارخانه‌هایش را بخرد و تعطیل کند، امروز در قلب مهم‌ترین انقلاب تکنولوژی جهان قرار گرفته باشد.

و بعد همین شرکت، در جولای 2026، وارد بازار آمریکا شود و بیش از 26 میلیارد دلار سرمایه تازه جذب کند.
این شرکت Apple, Microsoft, Nvidia نیست.

اسمش SK hynix است؛ شرکت کره‌ای تولیدکننده حافظه که امروز یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان حافظه‌های پیشرفته مورد نیاز سیستم‌های هوش مصنوعی است.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود، این سوال مطرحه که چطور یک شرکت فعال در یکی از بی‌رحمانه‌ترین صنایع کالایی دنیا، با حل یک مشکل فیزیکی بسیار سخت، خودش را به یکی از گلوگاه‌های انقلاب هوش مصنوعی تبدیل کرد؟

❗️و سؤال مهم‌تر برای ما به‌عنوان سرمایه‌گذار:
آیا HBM واقعا ساختار اقتصادی صنعت حافظه را تغییر داده؟ یا فقط وارد فصل تازه‌ای از همان چرخه قدیمی رونق و رکود شده‌ایم؟

اپیزودها

تصور کنید شرکتی بتونه محصولش رو بفروشه، برای خریدار همان محصول وام جور کنه، اگه مشتری پیدا نشد خودش درآمد پروژه رو تضمین کنه و در نهایت از سود آینده اون هم سهم بگیره.

این دیگه فقط یک تولیدکننده تراشه نیست.
این ترکیبی از فروشنده، بانک، بیمه‌گر و بازارسازه.
و دقیقا همین اتفاق امروز در قلب اقتصاد هوش مصنوعی در حال رخ‌دادنه.

برای ساخت زیرساخت‌های AI تا سال ۲۰۲۹، رقمی در حدود یازده تریلیون دلار سرمایه لازم خواهد بود؛ بازاری که ممکنه چندین تریلیون دلار بدهی تازه ایجاد کنه.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود، این سوال مطرحه که چه کسی حاضره برای خرید پردازنده‌هایی که به‌سرعت قدیمی میشن، میلیاردها دلار وام بده؟
پاسخ این سؤال، ما رو به یکی از جسورانه‌ترین مهندسی‌های مالی سال‌های اخیر میرسونه:
انویدیا دیگه فقط GPU نمیفروشه؛ این شرکت در حال ساختن سیستم مالی پشت فروش GPUهاست.

سیستمی که میتونه موتور رشد هوش مصنوعی رو برای سال‌ها روشن نگه داره؛ یا در صورت ضعف تقاضای واقعی، یکی از بزرگ‌ترین چرخه‌های بدهی تاریخ صنعت فناوری رو شکل بده.

اپیزودها

دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، یک روز عجیب و تاریخی بود.
زنگ بازار بورس نزدک به صدا درمی‌آید و سهام شرکتی با یک نماد چهارحرفی شروع به معامله می‌کند:
S P C X
اما اتفاق اصلی فقط قیمت نبود. اتفاق اصلی، عطش بازار بود.
تقاضا آن‌قدر سنگین بود که از همان ابتدا، چیزی حدود چهار برابر کل سهام موجود، خریدار در صف ایستاده بود.
چند ساعت بعد، قیمت سهم حدود ۲۰ درصد بالا می‌رود و ارزش کل شرکت به عددی می‌رسد که حتی در مقیاس وال‌استریت هم غیرعادی است:
حدود ۲.۱ تریلیون دلار.
ما درباره یک IPO معمولی حرف نمی‌زنیم.
ما درباره بزرگ‌ترین عرضه اولیه سهام در تاریخ بازارهای مالی جهان حرف می‌زنیم.

این اپیزود قرار نیست به شما بگوید سهام SpaceX را بخرید یا نخرید.
هدف چیز دیگری است.
می‌خواهیم بفهمیم آیا بازار دارد آینده را قیمت‌گذاری می‌کند، یا رویای آینده را؟
آیا سرمایه‌گذار در SpaceX صاحب بخشی از بزرگ‌ترین زیرساخت فضایی و هوش مصنوعی قرن می‌شود، یا دارد با قیمت کامل وارد داستانی می‌شود که هنوز بخش زیادی از آن اثبات نشده است؟

 این اپیزود، داستان SpaceX است؛ شاید شگفت‌انگیزترین شرکت زیرساختی قرن، و شاید گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه.

اپیزودها

در هر موج تکنولوژی، بازار اول به چیزی نگاه می‌کنه که سریع‌تره…
بعد به بخشی که قوی‌تره…
و در نهایت، خیلی دیر، به جایی توجه میشه که زیرساخت واقعیه.
در هوش مصنوعی، همه چشم‌ها روی GPU و حافظه‌های سریع HBM دوخته شده…
اما شاید زیرساخت واقعی، جاییه که داده‌ها زندگی می‌کنن، نه جایی که فقط پردازش می‌شن

اپیزودها

آرشیو کامل اپیزودها

کوهیرِنت ؛ نور را به شاهراه هوش مصنوعی تبدیل کرد

توضیحات اپیزود

فرض کنید هزار تا از قوی‌ترین پردازنده‌های دنیا رو کنار هم گذاشتیم و هرکدوم با سرعت فوق‌العاده‌ای مشغول محاسبه‌ان.

حالا این پردازنده‌ها باید دائماً نتیجه کارشون رو با هم ردوبدل کنن.

اگر این ارتباط کند باشه، گران‌ترین تراشه‌های دنیا بخشی از زمانشون رو منتظر می‌مونن.

انگار هزاران نابغه رو داخل یک ساختمان جمع کرده باشیم، ولی راهروها اون‌قدر باریک باشن که نتونن اطلاعاتشون رو به‌موقع به هم برسونن.

تا سال‌ها کابل مسی این راهرو رو می‌ساخت.

ولی هرچه سرعت بالاتر می‌ره و فاصله بیشتر می‌شه، مس انرژی بیشتری مصرف می‌کنه، گرمای بیشتری می‌سازه و حفظ کیفیت سیگنال سخت‌تر می‌شه.

در یک نقطه، داده دیگه نباید فقط به شکل جریان برق حرکت کنه.

باید به نور تبدیل بشه.

و درست همین‌جا، شرکتی وارد داستان می‌شه که شاید اسمش به‌اندازه NVIDIA شناخته‌شده نباشه، اما فناوری‌اش داخل بعضی از مهم‌ترین شبکه‌های جهان حضور داره.

کوهیرِنت شرکتیه که نور رو تولید، کنترل و تقویت می‌کنه و ازش برای جابه‌جایی داده استفاده می‌کنه.

🔊 اینجا مانیکسته و در این اپیزود می‌خوایم به این سوال جواب بدیم که سؤال اینه که آیا Coherent می‌تونه این اهمیت فناورانه رو به یک کسب‌وکار سودآور و یک سرمایه‌گذاری منطقی تبدیل کنه؟

بلوم انرژی؛ از مریخ تا گلوگاه برق هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنید یه شرکت بیشتر از 20 سال روی یه فناوری کار کرده.

میلیاردها دلار هزینه کرده، سال‌ها ضرر داده، بارها مجبور شده ثابت کنه محصولش واقعا می‌تونه در مقیاس صنعتی کار کنه و برای مدت طولانی، بازار هم چندان هیجان‌زده نبود.

بعد ناگهان، بدون اینکه فناوری اصلی شرکت یک‌شبه عوض شده باشه، همه‌چیز تغییر می‌کنه.

نه به خاطر یک اختراع جدید.

به خاطر اینکه دنیا بالاخره به مشکلی می‌رسه که این شرکت از سال‌ها قبل برای حلش آماده بوده.

هوش مصنوعی امروز فقط GPU نمی‌خواد.

برق می‌خواد.

دیتاسنترهای جدید دارن به جایی می‌رسن که مصرف برق بعضی پروژه‌ها با مصرف یک شهر قابل مقایسه‌ست.

و همین‌جا سؤال اصلی این اپیزود شکل می‌گیره:

آیا Bloom بالاخره بعد از بیش از دو دهه به لحظه‌ای رسیده که فناوری، بازار و اقتصاد کسب‌وکارش هم‌زمان در یک نقطه قرار گرفتن؟

یا ما فقط داریم یکی از قدیمی‌ترین فناوری‌های انرژی رو داخل یکی از جدیدترین روایت‌های بازار، یعنی AI، با قیمتی بسیار بالا دوباره می‌خریم؟

چه کسانی آینده هوش مصنوعی را می‌سازند؟

توضیحات اپیزود

فرض کنید قرار باشه صد نفری رو انتخاب کنید که امروز بیشترین تأثیر رو روی آینده هوش مصنوعی دارن.

احتمالا چند اسم خیلی سریع به ذهنتون می‌رسه. سم آلتمن، ایلان ماسک؛ جنسن هوانگ یا دمیس هاسابیس. حالا جلد جدید مجله تایم رو باز می‌کنید.

سم آلتمن و ایلان ماسک اونجا هستن. ولی کنارشون آدم‌هایی می‌بینید که شاید اصلاً انتظارشون رو نداشته باشید.

لیز شولر؛ رهبر بزرگ‌ترین فدراسیون اتحادیه‌های کارگری آمریکا. جوزف گوردون‌لویت؛ بازیگری که احتمالا بیشتر از فیلم‌های هالیوودی می‌شناسیمش و شاید عجیب‌تر از همه، پاریس هیلتون.

سؤال همین‌جاست

پاریس هیلتون توی فهرست مهم‌ترین آدم‌های هوش مصنوعی چه کار می‌کنه؟

یک رهبر اتحادیه کارگری چطور کنار سم آلتمن قرار گرفته؟

چرا بعضی از مهم‌ترین مدیران تکنولوژی دنیا اصلاً توی فهرست امسال نیستن؟

تایم برای چهارمین سال، فهرست TIME100 AI رو منتشر کرده و گفته هدفش انتخاب کسانی بوده که از نگاه تحریریه، بیش از همه نماینده داستان‌های اصلی هوش مصنوعی در یک سال گذشته بودن.

اس‌کی هاینیکس؛ از آستانه ورشکستگی تا گلوگاه هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنید شرکتی که بیست‌وچند سال پیش آن‌قدر به ورشکستگی نزدیک شده بود که یکی از رقبایش می‌خواست کارخانه‌هایش را بخرد و تعطیل کند، امروز در قلب مهم‌ترین انقلاب تکنولوژی جهان قرار گرفته باشد.

و بعد همین شرکت، در جولای 2026، وارد بازار آمریکا شود و بیش از 26 میلیارد دلار سرمایه تازه جذب کند.

این شرکت Apple, Microsoft, Nvidia نیست.

اسمش SK hynix است؛ شرکت کره‌ای تولیدکننده حافظه که امروز یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان حافظه‌های پیشرفته مورد نیاز سیستم‌های هوش مصنوعی است.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود، این سوال مطرحه که چطور یک شرکت فعال در یکی از بی‌رحمانه‌ترین صنایع کالایی دنیا، با حل یک مشکل فیزیکی بسیار سخت، خودش را به یکی از گلوگاه‌های انقلاب هوش مصنوعی تبدیل کرد؟

و سؤال مهم‌تر برای ما به‌عنوان سرمایه‌گذار:

آیا HBM واقعا ساختار اقتصادی صنعت حافظه را تغییر داده؟ یا فقط وارد فصل تازه‌ای از همان چرخه قدیمی رونق و رکود شده‌ایم؟

انویدیا؛ بانک مرکزیِ هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنید شرکتی بتونه محصولش رو بفروشه، برای خریدار همان محصول وام جور کنه، اگه مشتری پیدا نشد خودش درآمد پروژه رو تضمین کنه و در نهایت از سود آینده اون هم سهم بگیره.

این دیگه فقط یک تولیدکننده تراشه نیست.

این ترکیبی از فروشنده، بانک، بیمه‌گر و بازارسازه.

و دقیقا همین اتفاق امروز در قلب اقتصاد هوش مصنوعی در حال رخ‌دادنه.

برای ساخت زیرساخت‌های AI تا سال ۲۰۲۹، رقمی در حدود یازده تریلیون دلار سرمایه لازم خواهد بود؛ بازاری که ممکنه چندین تریلیون دلار بدهی تازه ایجاد کنه.

این سوال مطرحه که چه کسی حاضره برای خرید پردازنده‌هایی که به‌سرعت قدیمی میشن، میلیاردها دلار وام بده؟

پاسخ این سؤال، ما رو به یکی از جسورانه‌ترین مهندسی‌های مالی سال‌های اخیر میرسونه:

انویدیا دیگه فقط GPU نمیفروشه؛ این شرکت در حال ساختن سیستم مالی پشت فروش GPUهاست.

سیستمی که میتونه موتور رشد هوش مصنوعی رو برای سال‌ها روشن نگه داره؛ یا در صورت ضعف تقاضای واقعی، یکی از بزرگ‌ترین چرخه‌های بدهی تاریخ صنعت فناوری رو شکل بده.

اسپیس‌ایکس؛ گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه

توضیحات اپیزود

دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، یک روز عجیب و تاریخی بود.

زنگ بازار بورس نزدک به صدا درمی‌آید و سهام شرکتی با یک نماد چهارحرفی شروع به معامله می‌کند:

S P C X

اما اتفاق اصلی فقط قیمت نبود. اتفاق اصلی، عطش بازار بود.

تقاضا آن‌قدر سنگین بود که از همان ابتدا، چیزی حدود چهار برابر کل سهام موجود، خریدار در صف ایستاده بود.

چند ساعت بعد، قیمت سهم حدود ۲۰ درصد بالا می‌رود و ارزش کل شرکت به عددی می‌رسد که حتی در مقیاس وال‌استریت هم غیرعادی است:

حدود ۲.۱ تریلیون دلار.

ما درباره یک IPO معمولی حرف نمی‌زنیم.

ما درباره بزرگ‌ترین عرضه اولیه سهام در تاریخ بازارهای مالی جهان حرف می‌زنیم.

این اپیزود قرار نیست به شما بگوید سهام SpaceX را بخرید یا نخرید.

هدف چیز دیگری است.

می‌خواهیم بفهمیم آیا بازار دارد آینده را قیمت‌گذاری می‌کند، یا رویای آینده را؟

آیا سرمایه‌گذار در SpaceX صاحب بخشی از بزرگ‌ترین زیرساخت فضایی و هوش مصنوعی قرن می‌شود، یا دارد با قیمت کامل وارد داستانی می‌شود که هنوز بخش زیادی از آن اثبات نشده است؟

این اپیزود، داستان SpaceX است؛ شاید شگفت‌انگیزترین شرکت زیرساختی قرن، و شاید گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه.

بیل اکمن و ماشین تریلیون دلاری جدید وال‌استریت

توضیحات اپیزود

در این اپیزود از مانی‌کست، به سراغ ذهن یکی از جنجالی‌ترین و موفق‌ترین سرمایه‌گذاران وال‌استریت، یعنی «بیل اکمن» (Bill Ackman) رفته‌ایم. اکمن (بنیان‌گذار صندوق پرشینگ اسکوئر) نگاه عمیق و متفاوتی به آینده تکنولوژی و تلاقی آن با سرمایه‌های کلان دارد و ما در این اپیزود به لایه های مهم شخصیتی و فکری او در سالهای اخیر رفته‌ایم.

سندیسک، و نیمه پنهان سوپرسایکل حافظه

توضیحات اپیزود

سندیسک، و نیمه پنهان سوپرسایکل حافظه

در هر موج تکنولوژی، بازار اول به چیزی نگاه می‌کنه که سریع‌تره…

بعد به بخشی که قوی‌تره…

و در نهایت، خیلی دیر، به جایی توجه میشه که زیرساخت واقعیه.

در هوش مصنوعی، همه چشم‌ها روی GPU و حافظه‌های سریع HBM دوخته شده…

اما شاید زیرساخت واقعی، جاییه که داده‌ها زندگی می‌کنن، نه جایی که فقط پردازش می‌شن

سوپر سایکل تاریخی در صنعت حافظه

توضیحات اپیزود

مسئله خیلی فراتر از یه گرونی ساده‌ست. ما همیشه عادت کرده بودیم که تکنولوژی هر سال ارزون‌تر می‌شه، کوچیک‌تر می‌شه، سریع‌تر می‌شه...

⛏️اما اتفاقی که امروز تو کارخونه‌های تولید تراشه داره می‌افته، یه تغییر پارادایم اساسیه. یعنی قوانین فیزیک و محدودیت‌های مهندسی دارن با اشتهای سیرناپذیر هوش مصنوعی تصادف می‌کنن. ما الان وسط یه ابرچرخه یا همون «سوپر سایکل» تاریخی تو صنعت حافظه هستیم.

اثرات این کمبود حداقل تا سال 2027 و حتی بعدش، روی تک‌تک دستگاه‌های الکترونیکی که استفاده می‌کنید سایه می‌ندازه.

همیشه یه سؤال بزرگ درباره این شرکت‌های سازنده حافظه وجود داشته؛ اینکه چرا این صنعت تا این حد بی‌ثباته؟ یعنی وقتی به تاریخچه‌شون نگاه می‌کنی، همیشه یا دارن با پارو پول جابه‌جا می‌کنن یا تو لبه ورشکستگی دست و پا می‌زنن. چرا نمی‌تونن یه تعادل ساده بین عرضه و تقاضا ایجاد کنن؟

The Nvidia Way: جنسن هوانگ، معمار امپراتوری انویدیا

توضیحات اپیزود

تصور کنید سال ۲۰۱۶ست.

آینده‌ی هوش مصنوعی، توی یک جعبه جا شده.

مردی با کت چرمی مشکیِ معروفش، خودش جعبه‌ای بزرگ و سنگین رو بغل کرده.

اون جعبه اولین ابرکامپیوتر اختصاصی هوش مصنوعی دنیاست؛ DGX-1.

و این مرد کسی نیست جز جنسن هوانگ

بنیان‌گذار و مدیرعامل انویدیا.


مقصد نه یک شرکت بزرگ، نه یک دیتاسنتر عظیم.

بلکه یک دفتر کوچیک و ساده از یک استارتاپ گمنام توی سانفرانسیسکو.

جایی که اون روزها تقریباً هیچ‌کس اسمش رو نشنیده بود: OpenAI.

یک استارتاپ غیرانتفاعی، با چند تا پژوهشگر جوون و کلی رؤیای عجیب.

جنسن داشت سیستمی رو تحویل می‌داد که شرکتش میلیون‌ها دلار براش خرج کرده بود.

اما یک مشکل خیلی عجیب وجود داشت:

هیچ صف خریدی نبود.

هیچ مشتری جدی‌ای وجود نداشت.

و حالا، اولین خریدار… حتی پول خریدنش رو هم نداشت.

خود جنسن بعدها گفت:

«ایلان ماسک اولین پیشنهاد خرید رو برای Open Ai داد، اما وقتی فهمیدم این شرکت غیرانتفاعیه، تمام خون از صورتم رفت.»

اون روز، تقریباً هیچ‌کس نمی‌دونست داره چه انقلاب مهمی شکل میگیره

اون جعبه فقط یک سخت‌افزار نبود؛

بذری بود که چند سال بعد، شکل تازه‌ای از هوش رو وارد زندگی همه‌ی ما کرد.

اما سؤال اصلی اینجاست:

چطور شرکتی که همه با کارت گرافیک بازی می‌شناختنش،

تبدیل شد به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی؟

این اپیزود، داستان همین دگردیسی و پیووت هاست.

نه فقط داستان موفقیت،

بلکه داستان شکست‌های سنگین، تصمیم‌های مرگبار،

فرهنگی که از دل ترس ساخته شد،

و رهبری که باور داشت:

اگر هر روز نترسی، همون روزیه که بازی رو باختی.


امروز 21 دسامبر 2025

در چهاردهمین و آخرین اپیزود فصل اول مانی‌کست،

قدم‌به‌قدم مسیر شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تاریخ تکنولوژی رو مرور می‌کنیم. از تولد انویدیا با یک مأموریت تقریباً غیرممکن در دنیای بازی‌های ویدیویی شروع می‌کنیم، بعد به بحرانی می‌رسیم که شرکت رو تا لبه‌ی ورشکستگی برد. روایت می‌کنیم انویدیا چطور با یادگیری از صفر و بعد یک بازسازی فنی جسورانه دوباره متولد شد. سپس سراغ خود جنسن هوانگ می‌ریم؛ گذشته، شخصیت و ژن کاری که همه‌چیز رو شکل داد. بعد می‌بینیم این تجربیات چطور به یک فرهنگ سازمانی خشن و متمایز تبدیل شد. و در نهایت، به بزرگ‌ترین چرخش تاریخ انویدیا می‌رسیم: عبور از دنیای گیمینگ و تبدیل‌شدن به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی.

Alphabet پولِ گوگل، امپراتوری آلفابت

توضیحات اپیزود

گوگل رو تصور کنید در سال ۲۰۱۵؛

یک غول پول‌ساز مطلق. ماشینی بی‌وقفه برای چاپ پول. شرکتی که ده‌ها میلیارد دلار درآمد از جستجو و تبلیغات داشت و از بیرون، بی‌نقص به نظر می‌رسید.

اما اگر آن روزها یک کارت ورود می‌گرفتید و وارد راهروهای گوگل می‌شدید، با تصویر متفاوتی روبه‌رو بودید:

یک کارگاه عظیم، درخشان، پر از نابغه‌های کنجکاو… و به‌شدت بی‌نظم.

پروژه‌هایی مثل Google Glass، اینترنت بالونی Loon یا Google+ میلیاردها دلار می‌بلعیدند، بدون اینکه مسیر تجاری روشنی داشته باشند. پول بود، ایده بود، استعداد بود؛ اما نظم نه.

و اینجاست که سؤال اصلی شکل می‌گیرد:

چطور شرکتی که اصلاً مشکل پول نداشت، به این نتیجه رسید که بزرگ‌ترین مشکلش دقیقاً پوله؟

امروز، ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵، در سیزدهمین اپیزود مانی‌کست، می‌خوایم داستان تحول مالی گوگل رو کالبدشکافی کنیم. نقش نام‌های بزرگی مثل سرگی برین، لری پیج، اریک اشمیت و ساندار پیچای سر جاشه؛ اما تمرکز این اپیزود جای دیگه‌ست.

می‌خوایم بفهمیم گوگل چطور با آوردن یک مدیر مالی کارکشته از وال‌استریت به نام روت پورات و با بازطراحی هوشمندانه‌ای به اسم آلفابت، اون هرج‌ومرج خلاقانه رو تبدیل کرد به یکی از منظم‌ترین و قدرتمندترین ساختارهای مالی دنیای تکنولوژی.

این داستان درباره حسابداری و عدد نیست؛

درباره زنیه که بی‌سروصدا، بدون شوآف، مثل یک خواهر بزرگ‌ترِ سخت‌گیر، وارد جمع نابغه‌های پرشور گوگل شد و کاری کرد که این موتور خلاقیت، برای دهه‌ها سوخت داشته باشه.

Anthropic آنتروپیک؛ پرچمدار امنیت در عصر هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنین مهم‌ترین شرکت جدید دنیای هوش مصنوعی،

نه از دل یک ایده خلاقانه، بلکه از دل یک شورش فلسفی به دنیا اومده باشه.

شورشی که درست وسط OpenAI اتفاق افتاد؛

جایی که GPT ساخته شد.

وقتی داریو و دنیلا آمودی دو تا از مغزهای اصلی OpenAI فهمیدن مدل‌ها می‌تونن دروغ بگن، نیتشون رو مخفی کنن، و حتی انسان رو فریب بدن،

فهمیدن مشکل فقط تکنولوژی نیست؛

مشکل اعتماده.

پس از OpenAI جدا شدن و شرکتی ساختن با یک فلسفه کاملاً متفاوت:

که AI باید قبل از اینکه قوی باشه… امن باشه.

امروز هفتم دسامبر 2025 در دوازدهمین اپیزود مانی‌کست میریم سراغ آنتروپیک

جایی که مدل‌ها قانون اساسی دارن، دولت آمریکا مشتریشونه و آمازون، گوگل و مایکروسافت میلیاردها دلار روش شرط بستن.

و حالا این شرکت، با ارزش‌گذاری‌ای که ممکنه به 300 میلیارد دلار برسه،

داره آماده می‌شه برای ورود به بورس.

IREN آیرن؛ ماینر سبزِ بیت‌کوین و مغزِ هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنید سال ۲۰۱۸ست. بیت‌کوین زیر ده هزار دلاره و مخالفانش هر روز مقاله مینویسن علیه ماینرها:

«این صنعت، برق جهان رو می‌خوره»، «ماینینگ دشمن محیط زیسته».

وسط این هجمه، توی سیدنی دو برادر استرالیایی دنیل و ویل رابرتز یه فکر عجیبی تو سرشونه:«بریم کانادا… برق آبی رودخانه‌های ونکوور رو تبدیل کنیم به بیت‌کوین سبز.»

اکثرا می‌گفتن دیوونگی محضه. اما اون‌ها دقیقاً همین کار رو می‌کنن؛ با میلیون‌ها دلار قرض، مذاکره با ونچرها، و اعتمادبه‌نفس خالص ایده استارتاپی شون شکل میگیره.

چهار سال بعدتر، بیت‌کوین از اوج ۶۷ هزار دلاری سقوط می‌کنه تا ۱۵ هزار، یه ریزش ۷۵ درصدی. ماینرهای بزرگ یکی‌یکی نابود می‌شن.

همه فکر می‌کنن پرونده‌ی برادران رابرتز هم همین‌جا بسته می‌شه. ولی نه… اینجا داستان جدیدی شروع میشه. این دو برادر، به‌جای عقب‌نشینی، تصمیم می‌گیرن دیتاسنترهایی بسازن که برای هوش مصنوعی نفس بکشه. از دل زیان و بحران، می‌رن سراغ بزرگ‌ترین موج تکنولوژی قرن.

امروز 30 نوامبر 2025 در یازدهمین اپیزود مانی‌کست میریم سراغ آیرن شرکتی که حدود ۶ درصد از کل قدرت پردازش

شبکه‌ی بیت‌کوین رو در اختیار داره و هم زمان یکی از سریع‌ترین سازندگان زیرساخت AI در آمریکای شمالیه.

دیتاسنترهایی داره که کنار سدهای هیدرو و مزارع بادی نشستن،

با برق صددرصد تجدیدپذیر کار می‌کنن، و با همون برق،

هم هش‌ریت بیت‌کوین تولید می‌کنن، هم مغز کامپیوتری برای مدل‌های هوش مصنوعی.

یه قرارداد تقریباً ده میلیارد دلاری با مایکروسافت بسته.

۲۳ هزار GPU انویدیا داره و هدفش ۱۴۰ هزاره. از کوه‌های یخ‌زده بریتیش‌کلمبیا کوچ کرده به بیابون‌های داغ تگزاس.

درآمدش از ۶۰ میلیون رسیده به نیم میلیارد.

و سهامش؟ بیشتر از ۵۰۰ درصد رشد کرده.

اما سؤال بزرگ هنوز سرجاشه:

آیا IREN واقعاً داره نسل بعد زیرساخت محاسبات رو می‌سازه؟

یا این هم یکی دیگه از همون داستان‌هایی‌ست

که تو تب‌وتاب هوش مصنوعی ساخته می‌شن

و بعد، با اولین باد مخالف ناپدید میشن؟

Frank Slootman فرانک اسلوتمن: ژنرال سرعت در سیلیکون‌ولی

توضیحات اپیزود

تصور کنین یک پسر هلندی، بدون پول، بدون پارتی و حتی بدون شغل درست و حسابی ، وارد آمریکایی می‌شه که هر روز صدها نفر نابغه دنبال فرصت‌ان. نه تابلوی هاروارد روی دیوار داره، نه پسر خانواده‌ی خاصی‌ه و نه نابغه‌اس.

تو هلند اقتصاد خوند و دکتری مدیریت بازرگانی گرفت و خودش تو کتابش می‌گه: مدرکم فقط نقطه‌ی شروع بود. افتخار من، بیست سال حضور تو خط مقدم بیزنسه،

سه بار...

سه تا شرکت نیمه‌جون و رو به سقوط رو در آستانه‌ی ورشکستگی تحویل گرفت، و ازشون هیولای چند میلیارد دلاری ساخت.

همه‌چیزش خلاصه می‌شه توی سرعت، عطش و سخت‌گیری برای اجرای استانداردهایی که خودش هیچ‌وقت قابل‌تحمل نمی‌دونست.

اسمش فرانک اسلوتمنه، کسی که با رهبری اون، اسنوفلیک بزرگ‌ترین IPO نرم‌افزار تاریخ رو ساخت و روش ذخیره‌سازی داده‌ها رو برای همیشه عوض کرد.


امروز بیستم نوامبر ۲۰۲۵، در دهمین اپیزود مانی‌کست همراه ما باشین با مرور زندگی یک مدیر متفاوت.

Ali Ghodsi علی قدسی: از تهران تا دیتابریکس

توضیحات اپیزود

تهران،۱۹۷۸. صدای بمب‌ها. خانه‌ای که لرزیده، یک پسربچه که به سقف خیره شده و نمی‌فهمه چرا دنیاش داره از هم می‌پاشه.

چندسال بعد، ۱۹۸۴. یک خانواده، ۲۴ ساعت فرصت برای خروج از کشور. یک چمدان لباس‌های زمستونی، و یک بلیط بی‌بازگشت به سوئد کشوری که اون پسربچه حتی اسمش رو درست نمی‌دونست.

حالا تصور کنین همون پسربچه امروز مدیرعامل یک شرکت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلاریه که داده و هوش مصنوعی دنیا رو داره شکل می‌ده.

علی قدسی. نامی که شاید براتون آشنا نباشه. اما اگه با Uber سفر کردید، اگه Netflix بهتون فیلم پیشنهاد داده، یا اگه بانکتون تراکنش مشکوک رو تو حسابهاشناسایی کرده احتمالاً از تکنولوژی‌ای استفاده کردید که این مرد و تیمش ساختن.

امروز 8 نوامبر 2025 در نهمین اپیزود مانی کست می‌خوایم ببینیم یک پناهنده ایرانی چطور از یک Commodore 64 شکسته شروع کرد و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های دنیای فناوری تبدیل شد. داستان علی قدسی فقط یک داستان موفقیت نیست این داستان یک ذهنیت منحصر به فرد ایرانیه. ذهنیتی که می‌گه: وقتی هیچی نداری، همه‌چی ممکنه.

AMD بازگشت از خاکستر

توضیحات اپیزود

تصور کنین شرکتی رو که همه فکر می‌کردن تموم شده. سهامش زیر دو دلاره، بدهی تا خرخره، کارمندها دارن یکی‌یکی می‌رن،

و رقیبش، یعنی اینتل، اون‌قدر جلو زده که دیگه کسی حتی اسمش رو جدی نمی‌گیره.

همه‌چیز آماده‌ی یه پایان تلخه.

تا این‌که یه زن با لهجه‌ی آرام تایوانی، با ذهنی مثل تیغ، و یه باور محکم وارد صحنه می‌شه:

لیزا سو.

اون تصمیم می‌گیره از یه خرابه، دوباره یه غول جهانی بسازه.


امروز همون شرکت، یعنی AMD، شده یکی از مهم‌ترین بازیگرهای دنیای هوش مصنوعی.

با تراشه‌هایی که دارن مستقیم با انویدیا رقابت می‌کنن، با قراردادهای میلیاردی با مایکروسافت، متا و اوپن‌اِی‌آی، و سهمی که داره هر فصل از بازارِ دیتاسنترها پس می‌گیره.


ولی سؤال اینه: چطور یه شرکت شکست‌خورده، دوباره بلند شد؟

چی پشت این بازگشت بود؟

و آیا AMD واقعاً می‌تونه تاج سلطنت هوش مصنوعی رو از انویدیا بگیره؟


امروز اول نوامبر 2025 در هشتمین اپیزود مانی‌کست رفتیم سراغ یکی از الهام‌بخش‌ترین داستان‌های دنیای تکنولوژی؛ روایت بازگشت AMD از مرز سقوط، تا قلب انقلاب هوش مصنوعی.

Peter Thiel پیتر تیل؛ شطرنج‌باز پنهان سیلیکون‌ولی

توضیحات اپیزود

تصور کنین یک میلیاردر پشت صحنه نشسته؛ بی‌سروصدا اما حساب‌شده. یه روز یه رسانه‌ی قدرتمند رو زمین می‌زنه، روز دیگه جوونی مثل ویتالیک بوترین رو تشویق می‌کنه دانشگاه رو رها کنه و اتریوم رو بسازه. کارمند قدیمیش جی.دی. ونس رو تا صندلی معاونت ریاست‌جمهوری آمریکا بالا می‌بره و در کنارش آینده‌ی تکنولوژی و استارتاپ‌های میلیاردی رو هم دوباره طراحی می‌کنه. اسمش پیتر تیلِه؛ مردی که برای بعضی نابغه‌ی استراتژیه و برای بعضی دیگه خطرناک‌ترین مغز سیلیکون‌ولی.


امروز، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵، در هفتمین اپیزود مانی‌کست، سراغ داستان کسی می‌ریم که با ثروت عظیمش مثل شبحی در پشت صحنه حرکت کرده و مسیر سیاست و تکنولوژی رو عوض کرده. بعضی‌ها می‌گن اگر او نبود، ترامپ هیچ‌وقت با دنیای کریپتو کنار نمی‌اومد و درهای کاخ سفید به این راحتی به روی غول‌های تکنولوژی باز نمی‌شد.


این اپیزود، روایت مردیه که برعکس بیشتر میلیاردرهای سیلیکون‌ولی، میلی به دیده شدن نداره. نابغه‌ای درونگرا که ترجیح می‌ده قدرتش رو نه جلوی دوربین‌ها، بلکه در تصمیم‌های پشت پرده و شبکه‌ی آدم‌هاش نشون بده.


توی این اپیزود با هم یه مرور کلی داریم.

از بچگی و مهاجرت‌های پیتر تیل شروع می‌کنیم… بعد می‌ریم سراغ دوران استنفورد و آشناییش با رنه ژیرار.

قصه‌ی پی‌پل و مافیای معروفش رو تعریف می‌کنیم و بعد می‌رسیم به پالانتیر و فاندرز فاند.

ماجرای جنجالی جنگش با رسانه‌ی Gawker رو مرور می‌کنیم و بعد نگاهش به سیاست و رابطه‌اش با ترامپ. حرف از جی.دی. ونس و رسیدنش به معاونت ریاست‌جمهوری هم هست.

می‌پردازیم به نگاه متناقضش به کریپتو و هوش مصنوعی، و همین‌طور نقشه‌ی شش‌لایه‌ای که برای آینده‌ی AI ترسیم کرده.

و در پایان هم جدیدترین سرمایه‌گذاری‌ها و حرکت‌هاش در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رو بررسی می‌کنیم.

Micron مایکرون – از زیرزمین تا قلب هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

تصور کنید یه استارتاپ از زیرزمین یه مطب دندون‌پزشکی درآیداهو شروع میکنه و کمتر از پنجاه سال بعد، تبدیل میشه به یکی از ستون‌های پنهان انقلاب هوش مصنوعی.

شرکتی که نه به اندازه‌ی اپل شناخته‌شده‌ست، نه مثل انویدیا همیشه در تیتر خبرهاست.

اما بدون تراشه‌هاش، دیتاسنترها، خودروهای خودران و حتی مدل‌های زبانی مثل ChatGPT و Groq از حرکت می‌ایستن.


اسمش مایکرون تکنولوژیه.


شرکتی که از دل نوسانات شدید، بحران‌های قیمتی و رقابت خُردکننده با غولهای کره ای، تونست سر پا بمونه و حالا با حافظه‌های پیشرفته HBM، تبدیل شده به یک بازیگر کلیدی در اکوسیستم AI.

اما همه‌چیز هم درخشان نیست.

افزایش ۱۰۰۰ درصدی سود مایکرون در اوج تب هوش مصنوعی، چشمگیره ولی شاید بیشتر یک استثنا باشه تا قاعده‌ای پایدار.

امروز 18 اکتبر 2025 در ششمین اپیزود مانی‌کست، می‌خوایم ببینیم چطور این شرکت باهوش و شاید خوش‌شانس تونست از مرز ورشکستگی، به یکی از سه ستون اصلی حافظه جهان برسه.

و آیا واقعاً در عصر AI، چرخه‌ی بی‌ثبات صنعت حافظه داره شکسته می‌شه؟

همه‌ی اینا رو با عدد، با روایت، و با تحلیلی کوتاه بررسی می‌کنیم.


🎧 اگه اهل فکر کردن به پشت‌صحنه‌ی تکنولوژی هستین، این اپیزود شنیدینه.

Credo کردو – رگ‌های پنهان دنیای هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

MoneyCast

#credo

Episode: 5

Oct 2025

تصور کنین یه روز همه مدل‌های هوش مصنوعی دنیا از کار بیفتن؛ نه به خاطر خطای نرم‌افزاری، بلکه چون «رگ‌های انتقال داده» قطع شدن.

اون رگ‌ها رو شرکتی می‌سازه به اسم کردو، جایی که سرعت، دقت و صرفه‌جویی انرژی، مهم‌ترین قانونن.

کردو از دل سیلیکون‌ولی اومده تا دیتاسنترهای غول‌هایی مثل آمازون، مایکروسافت و اوراکل رو به هم وصل کنه.

توی دنیایی که همه دنبال ساخت مغز هوش مصنوعی‌ان، کردو داره رگ‌های اون مغز رو می‌سازه؛ اتصالاتی که میلیاردها تراکنش رو در ثانیه جابه‌جا می‌کنن.

در این اپیزود از مانی‌کست، می‌شنوین چطور یه شرکت نه‌چندان شناخته‌شده، تبدیل شد به یکی از حیاتی‌ترین بازیگرای زیرساخت هوش مصنوعی، با رشد چشمگیر درآمد، قراردادهای بزرگ و البته ریسک‌های جدی در وابستگی و رقابت.

🎧 بشنوین داستان شرکتی که شاید اسمش کمتر شنیده شده، اما بدون اون، دنیای هوش مصنوعی نمی‌تونه حتی یک ثانیه نفس بکشه.

Nebius نِبیوس - تولد یک امپراتوری از دل بحران

توضیحات اپیزود

MoneyCast

#Nebius

Episode: 4

Oct 2025


نِبیوس - تولد یک امپراتوری از دل بحران

تصور کنین از دل تحریم و جنگ اوکراین، یه استارتاپ متولد بشه که فقط توی دو سال تبدیل شه به یک بازیگر جدی در دنیای دیتاسنترهای هوش مصنوعی.

اسمش نِبیوسه؛ شرکتی که از دل یاندکس روسیه بیرون اومده، رفته اروپا و حالا با قرارداد ۱۷ میلیارد دلاری با مایکروسافت، اسمش رو گذاشته کنار غول‌های سیلیکون‌ولی.

در این اپیزود از مانی‌کست، داستان شرکتی رو می‌شنوین که از دل بحران جهانی برخاسته تا آینده‌ی پردازش ابری رو دوباره تعریف کنه.

نِبیوس امروز یه نماد از جسارت، ریسک و جاه‌طلبی در مرز تکنولوژی جهانه، ولی هم‌زمان زیر سایه‌ی ریسک‌های مالی سنگین و رقابت نفس‌گیر با انویدیا و مایکروسافت.

🎧 بشنوین که چطور یک تصمیم استراتژیک، می‌تونه مسیر یک امپراتوری تکنولوژی رو از خاکستر تحریم به مدار آینده پرتاب کنه.

Robinhood رابین‌هود – قهرمان نسل جدید یا بازیگر بازار؟

توضیحات اپیزود

MoneyCast

#Robinhood

Episode: 3

Sep 2025


رابین‌هود – قهرمان نسل جدید یا بازیگر بازار؟


تصور کنید یه اپ موبایلی ساده، دنیای وال‌استریت رو زیر و رو کنه.

رابین‌هود با شعار «سرمایه‌گذاری بدون کارمزد» میلیون‌ها کاربر جوون رو وارد بازار کرد و امروز بیش از ۲۶ میلیون حساب فعال و ۲۷۹ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت داره.

اما پشت این رشد چشمگیر، مدل درآمدی جنجالی Payment for Order Flow، ماجرای پرحاشیه‌ی GameStop و اتهام «بازی‌وار کردن معاملات» هنوز مثل سایه دنبالشونه.

تو این اپیزود، هم از موفقیت‌ها و اعداد طلایی ۲۰۲۵ می‌گیم، هم از چالش‌ها و ریسک‌هایی که می‌تونه آینده رابین‌هود رو بسازه یا خراب کنه.

🎧 بشنوید تا بدونین این شرکت هنوز همون قهرمان دموکراسی مالیه یا فقط یه بازیگر دیگه تو بازار پرهیجان فین‌تک.

IONQ - آیونکیو: رؤیای کوانتومی و تهدید رمزنگاری

توضیحات اپیزود

MoneyCast

#IONQ

Episode: 2

Sep 2025


کامپیوترهای کوانتومی قراره همه‌چیز رو عوض کنن: از کشف داروهای جدید تا هوش مصنوعی و حتی امنیت بلاکچین.

در این اپیزود سراغ IonQ می‌ریم؛ شرکتی که از دل دانشگاه بیرون اومد، حالا توی وال‌استریت معامله می‌شه و قول داده تا سال ۲۰۲۷ به ۱۰هزار کیوبیت برسه.


اما پشت این رویا، واقعیت‌های تلخی هم هست: زیان‌های مالی سنگین، رقابت سخت با IBM و Google، مصرف انرژی بالا و حتی خطر شکستن رمزنگاری بیت‌کوین با الگوریتم Shor.

🔎 آیا IonQ آینده محاسبات رو بازنویسی می‌کنه یا فقط یک حباب پرهزینه‌ست؟

پاسخ این سؤال رو در مانی‌کست بشنوید.

Oklo اوکلو- انرژی هسته ای برای عصر هوش مصنوعی

توضیحات اپیزود

در این اپیزود سراغ یکی از جاه‌طلبانه‌ترین استارتاپ‌های هسته‌ای دنیا رفتیم؛ اوکلو، شرکتی که می‌خواد با رآکتورهای کوچک و پیشرفته، آینده انرژی پاک و هوش مصنوعی رو به هم گره بزنه. از تاریخچه و مأموریت اوکلو گرفته تا سرمایه‌گذاران بزرگش مثل سم آلتمن، وضعیت مالی، انفجار قیمتی سهم در یک سال گذشته و چشم‌انداز این صنعت پرچالش رو بررسی می‌کنیم.

🎧 اگر می‌خواید بدونید آیا اوکلو می‌تونه تأمین‌کننده برق دیتاسنترهای هوش مصنوعی و حتی شهرهای آینده باشه، این اپیزود رو از دست ندید.